|
تا توانی رفع غم از چهره غم ناک کن درجهان گریاندن اسان است اشکی پاک کن
|

خواستم زنذگی کنم راهم را بستند خواستنم گریه کنم گفتندکورکورانه است
خواستم بخندم گفتند دیوانه است خواستم عاشق شوم گفتند گناه است
خواستم به خدا روی اورم گفتند خرافات است
بالاخره سکوت کردم گفتند عاشق است

زندگي به من آموخت که چگونه گريه کنم
امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم
تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم
امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم