تبليغاتX
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
تا توانی رفع غم از چهره غم ناک کن درجهان گریاندن اسان است اشکی پاک کن

دوباره دل هوای با تو بودن کرده  

         نگو این دل دوریه عشق تو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاهابردن

                                 همه آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه             که دوباره چشم من تو رو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

                                    آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفت تا آسمون تو تک ستاره منی

                                  به خدا ناز دو چشمات به دنیا نمیدم

حالا من یه آرزو دارم تو سینه             که دوباره چشم من تو رو ببینه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 13:49  توسط نوید بی کسی   | 

 

 

 

عشق

 عشق يعني نگاه پنهان عشق يعني دو چشم باراني 

سفرت بخيرررر

عشق تعبیر اشناي هاست عشق تعبيري از جداي هاست

سفرت بخيرررر

عشق در گل نشستن گل هاست عشق در خود گسستن انهاست

سفرت بخيرررر

عشق تلخي است دشنام است يه غروب اشک بر سرانجام است

سفرت بخيرررر

عشق دوري است فرياد است زخم بزرگ فرهاد است

سفرت بخيرررر

عشق درد تورا خريدن هاست غم را دوباره ديدن هاست

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 16:8  توسط نوید بی کسی   | 

من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
همه غم های جهان هیچی اثر می نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خرم آن روز که جان می رود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
من که در هیچ مقامی نزدم خیمه ی انس
پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهامدم
دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
به وفای تو کز آن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
تا خیال قد و بالای تو در فکر من است
گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم
به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی
وین عجب تر که تو شیرینی و من فرهادم
دستگاهی نه که درپایتو ریزم چون خاک
حاصل آن است که چون طبل تهی پربادم
می نماید که جفای فلک از دامن من
دست کوته نکند تا نکند بنیادم
ظاهر آن است که با سابقه ی حکم ازل
جهد سودی نکند تن به قضا در دادم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 13:0  توسط نوید بی کسی   | 

 زندگي به من آموخت که چگونه گريه کنم

امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم

تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم

امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:58  توسط نوید بی کسی   | 

سر چشمه محبت                                                    ای عشق واقعی

 

 

چگونه ستایشت کنم در حالیکه قلبت از محبت بی نیاز است

 

بگذار نامت را تکرار کنم                                              نامت زیباست ، دلنشین است

 

 

چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای

 

من اینگونه نبودم                                                  تو عشق را با من آشنا کردی

تو هوای دلم را باطراوت کردی

 

 

 

زمانی که با تو هستم به آسمان بی کران پرواز می کنم

 

 

پس بدان :

دوستت دارم

 

 

 

گر چه پایان راه را نمی دانم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:56  توسط نوید بی کسی   | 

ااگه يک روز فهميدي که دل هزار نفر برات تنگ شده? بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدي که دل صد نفر برات تنگ شده? بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدي دل ده نفر برات تنگ شده? بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدي که يک نفر دلش برات تنگ شده? بدون اون منم! اگه يک روز فهميدي که کسي دلش برات تنگ نشده? بدون من مُردم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:55  توسط نوید بی کسی   | 

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:52  توسط نوید بی کسی   | 

خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

تو هم زهر جدای را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی

پشیمون میشدی از اینکه عشق را آفریدی

خدایا آسیان خسته به  درگاه تو رو کردم

نماز عشق را آخر به خونه دل وزو کردم

دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهای

بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

بگو هرگز سفر کردی سفر با چشم تر کردی

کسی را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردی

زشهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی

گل امید تو پر پر به خاک رهگذر کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:50  توسط نوید بی کسی   | 

به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم، به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است، به او که برای من مینویسد،

مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ..................

 

به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ............

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:49  توسط نوید بی کسی   | 

در دوروزه کوته عمر سخت جانی کرده ام          با همه نامهربانان مهربانی کرده ام

                            همدلی ، هم آشياني، هم زباني كرده ام

     بعد ازين بر چرخ بازيگر اميدم نيست                آن سرانجامي كه بخشايد نويدم نيست

                                هديه از ايام جز موي سپيدم نيست نيست

  من نه هرگز شكوه اي از روزگاران كرده ام       نه شكايت از دورنگي هاي ياران كرده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:40  توسط نوید بی کسی   | 

 با خودم گفتم تو عاشق نيستي

    آگه از سر شقايق نيستي

    غرق در دريا شدن كار تونيست

                   شيعه ي مولا شدن كار تو نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:38  توسط نوید بی کسی   | 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:24  توسط نوید بی کسی   | 

گریه در چشمان من طوفان غم داردولی

 خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:21  توسط نوید بی کسی   | 

 

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند، رسیدگی می‌کرد، متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود؛ نامه‌ای به خدا.

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اینطور نوشته شده بود:


خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی‌ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود، دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ‌کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی، به من کمک کن.


کارمند اداره پست خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه
آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد که آن‌را برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند، خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود؛ نامه ای به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:


خدای عزیزم. چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با آن‌ها بگذرانم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی، البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آنرا برداشته‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:16  توسط نوید بی کسی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:9  توسط نوید بی کسی   | 

 

منم تنها ترين تنهاي دنيا

 

 منم بيكس ترين عاشق تو دنيا

 

منم يلداي بي پايان عاشق

 

منم من مرهم زخم شقايق

 

منم همصحبت پژواك شبنم

 

منم ابرم منم بارون نم نم

 

منم يك خسته تن لبريزم از درد

 

منم شب زنده دار يك شب سرد

 

منم يك عابر درمانده از عشق

 

منم يك شبزده جاماندم از عشق

 

منم يك جويبار جاري از درد

 

منم من يك غروب خسته ي زرد

 

ديگه تنهايي ام با من رفيقه

 

همه دنيا با اين عاشق غريبه

 

منم آزادمرد دولت عشق

 

منم شرمنده و وامانده از عشق

 

تو تنهاييم بازم تنهاترينم

 

منم من عاشقم عاشقترينم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:57  توسط نوید بی کسی   | 

گریه سهم دل  تنگه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:53  توسط نوید بی کسی   | 

مقدس ترين كلمه خداوند ... زيبا ترين كلمه عشق ... پر

 

احساس ترين كلمه محبت ... پر معني ترين كلمه نگاه ... عالي ترين كلمه دوستي ... تلخ ترين كلمه جدايي ...

 

دردناك ترين كلمه خيانت ... بدترين كلمه تمسخر ... عاشقانه ترين كلمه ... تو !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 14:31  توسط نوید بی کسی   | 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 14:28  توسط نوید بی کسی   | 

ای یار دل افروز دمی با من باش

گر جان منی همیشه با این تن باش

اندر طلبت روز و شبم نیست دگر

باز اا برای یار خود مامن باش
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:12  توسط نوید بی کسی   | 

 اینم  از  بعضی  خانوم   های چت  روم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:5  توسط نوید بی کسی   | 

 

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم.

خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی؟

من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید.

خدا خندید:

وقت من بی نهایت است.

در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟

پرسیدم: چه چیز بشر شما را متعجب میکند؟

خدا پاسخ داد: کودکی شان،

.... اینکه آنها از کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند،

و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو می کنند که کودک باشند.

....  اینکه آنها سلامتی خود را به خطر می اندازند تا پول بدست آورند،

و بعد پولشان را از دست میدهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند.

.... اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند،

و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.

.... اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند،

و به گونه ای می میرند که گویی هر گز زندگی نکرده اند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 13:0  توسط نوید بی کسی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 12:56  توسط نوید بی کسی   | 

 

باران میشوم                    

            ودر خود میبارم    

خورشید میشوم               

     و در خود می تابم

سبزه میشوم                  

            و در خود میرویم

باد میشوم                    

      و در خود می وزم

خاک میشوم                  

           و در خود فرو می افتم

شب میشوم                 

                 و بر خود سایه می افکنم

عاشقت میشوم           

           و در خود بر تنهایی خود می گریم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 12:54  توسط نوید بی کسی   | 

مقدس ترين كلمه خداوند ... زيبا ترين كلمه عشق ... پر احساس ترين كلمه محبت ... پر معني ترين كلمه نگاه ... عالي ترين كلمه دوستي ... تلخ ترين كلمه جدايي ... دردناك ترين كلمه خيانت ... بدترين كلمه تمسخر ... عاشقانه ترين كلمه ... تو !!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 12:53  توسط نوید بی کسی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 12:32  توسط نوید بی کسی   | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 18:31  توسط نوید بی کسی   | 

رشد نرمال مو

مرحله رشد مو بين 2 تا 6 ماه طول مي کشد. 0 1درصد از مو در حالت استراحت قرار دارد که 2 تا 3 ماه طول مي کشد. در پايان دوره استراحت، مو ريزش پيدا مي کند.

وقتي يک مو مي ريزد يک مو از همان فوليکل جايگزين آن مي شود و چرخه رشد دوباره شروع مي شود. موي سر حدود نيم اينچ (تقريبا 25/1 سانتي متر) در ماه رشد مي کند. همانطور که افراد مسن تر مي شوند ميزان رشد مو نيز کند مي شود. افرادي که بطور طبيعي بور(بلوند) هستند موي بيشتري دارند (مو 000/140) افراد سبزه (000/105 مو ) و مو قرمزها (مو 000/90) . بيشتر ريزش مو در نتيجه سيکل نرمال مو مي باشد و از دست دادن روزانه 50 الي 100 عدد غدد مو هيچ عامل نگران کننده اي نيست.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:37  توسط نوید بی کسی   | 

ناخن ها در تمام مدت در حال رشد هستند اما ميزان اين رشد با سن و circulatjion آهسته مي شود. ناخن هاي انگشتان دست سريعتر از ناخن هاي انگشتان پا با ميزان 3 ميلي متر در هر ماه رشد مي کنند.

رشد ناخن از محل ريشه تا نوک آزاد ناخن (خارج شده) 6 ماه طول مي کشد. ناخن هاي شست پا هر ماه 1 ميلي متر رشد مي کنند و بين 12-18 ماه طول مي کشد تا کاملا يک ناخن جايگزين آن شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:34  توسط نوید بی کسی   | 

يه پسر تنها يه آسمون تر ديد
به هر كسي دل بست ازش خيانت ديد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:11  توسط نوید بی کسی   | 

زندگي مي گذرد من هم همراه او
زندگي خاطره مي شود من هم مثل او
خاطره فراموش مي شود من هم روزي...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:8  توسط نوید بی کسی   | 

يك روز يه تركه ميره بادكنك فروشي .
ورشكست ميشه اگه گفتين چرا ؟
براي اينكه بادكنك ها رو به شرط چاقو ميداده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 13:1  توسط نوید بی کسی   | 

من نوید متولد سال ۵/۵/۱۳۶۷از  شهر  تبریز  امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد و نظر  یادتون  نره

به وسیله این ایدی  میتونید با من  در ارتباط  باشید          navid_duzli         

باتشكر    نويد     

فقط نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 14:21  توسط نوید بی کسی   | 

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "


شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 14:8  توسط نوید بی کسی   | 


عزيزم فراموشم خواهي كرد
مرا كه دوستت دارم و مي پرستمت
عزيزم فراموشم خواهي كرد
مرا كه به تو عشق اموختم و عاشقت هستم
عزيزم فراموشم خواهي كرد
باور كن اين حقيقت را
حقيقت تلخ است حقيقت زهر است
باور كن عزيزم باور كن
شبهايت را ستارگان چشمان ديگري
نور خواهند باريد
عزيزم فراموشم خواهي كرد
مرا كه دوستت دارم و مي رستمت
مرا كه عاشقت هستم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 14:6  توسط نوید بی کسی   | 

به لره میگن: با کوشش یه جمله بساز.میگه: شلوار من کوشش؟ - میگن: نه یعنی اینکه توش از کار و تلاش و کوشش استفاده شده باشه. میگه: شلوار کار من کوشش !!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:48  توسط نوید بی کسی   | 

تو اردبیل معلمه از شاگردش میپرسه: دو دو تا چند تا میشه؟ پسره میگه: شونزده تا! یارو شاکی میشه، میگه: همین خنگ بازیا رو در میارید که ملت میگن ترکا خرن! دو دو تا میشه چهارتا، دیگه اگه خیلی بشه، میشه هشت تا!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:45  توسط نوید بی کسی   | 

 ترکه میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی ترکه قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، ترکه میگه: دست شما درد نکنه آآهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.ترکه میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:42  توسط نوید بی کسی   | 

از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:40  توسط نوید بی کسی   | 

به یه کارگر میگن :اگه  یه کامیون اسکناس ۱۰۰۰تومانی  به تو بدن  چی کار میکنی ؟میگه:۲۵۰۰میگیرم خالیش  میکنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:26  توسط نوید بی کسی   | 

مهرداد جان ممنون از نظرت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:22  توسط نوید بی کسی   | 

رامین جان  متشکرم که  نظر داده  بودی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 13:15  توسط نوید بی کسی   | 

چگونه پسورد ID و Email خود را عوض کنیم

 

اگر بخواهید پسورد  ID خود را عوض کنید چگونه این کار را انجام می دهید ؟

 

از آنجائیکه کاربران با مسنجر بیشتر کار دارند تا ایمیل ، برای آن دسته از دوستانی که احتمالا نمی دانند چگونه پسورد  ID خود را مستقیما از طریق یاهومسنجر عوض کنند روش این کار را بیان می کنیم .

 

برای انجام این کار مراحل زیر را دنبال کنید :

 

۱. با ID و پسورد خودتان وارد  Yahoo Messenger شده و  Connect شوید. 

 

۲. پس از اتصال از طریق منوی  Messenger به قسمت Yahoo! Account Info بروید و آن را انتخاب کنیدMessenger Yahooدر این حالت شما را به صفحه خاصی هدایت می کند . 

 

۳. پس از ظاهر شدن کامل صفحه که در آن  ID شما قرار دارد و از شما خواسته می شود که مجددا پسورد خود را وارد کنید .

 

۴. بعد از وارد کردن پسورد خود به صفحه دیگری می روید که در آن گزینه  Change Password به رنگ آبی قرار دارد.

 

۵. Change Password را انتخاب کنید تا به صفحه دیگری بروید .در آن جا از شما خواسته می شود ابتدا پسورد قبلی ودر دو قسمت بعدی پسورد جدید را وارد کنید . و برای ثبت تغیرات گزینه  Save را فشار دهید.

 

حال پسورد  ID شما عوض شده است. به همین راحتی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:46  توسط نوید بی کسی   | 

   دو راه برای بستن یک آی دی :

 

1 - به www.yahoomail.com رفته سپس آی دی طرف رو وارد کنید و تا 15 بار کلمه عبورش رو اشتباه بزنید، بد یاهو فکر می کنه دارید رو اون آی دی کلمه رمز امتحان می کنید برای همین آی دی طرف رو برای 12 ساعت می بنده
2 - میل یاهو رو میل بومبر کند به این ترتیب یاهو آی دی طرف رو می بنده.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:45  توسط نوید بی کسی   | 

وقتی همش دروغ می گی،من چی رو باور بکنم

بذار برم به حال خود ،یه فکر بهتر بکنم

با دفتر خاطره هام ،میشه هزار تا قصه ساخت

اگه به فکری واسه‌ي، صفحه آخر بكنم

سه چار تا جمله‌ي قشنگ، كاشكش منم بلد بودم

چي كار كنم نمي تونم، دروغي از بر بكنم

خستگي‌هاي جسمم رو، مي تونه خواب در بكنه

خستگي‌هاي روحم رو، با چه كسي در بكنم

من واسه ديدن تو، اين همه راه رو اومدم

كاري نكن برم ديگه، با همه چي قهر بكنم

اون روزا نوبت تو بود، اين روزا نوبت منه

كه بي وفا بشم ديگه، اينو به اون در بكنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:44  توسط نوید بی کسی   | 

اميد وارم که هيچگاه دل نشکنيد و نگذاريد که شکسته شويد             

بهتر بگويم

اميد وارم هيچ گاه دل نشکنيد تا شکسته شويد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:41  توسط نوید بی کسی   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:39  توسط نوید بی کسی   | 

از کودکی پرسیدند     عشق یعنی چی؟

گفت: بازی

از نوجوانی پرسیدند   عشق یعنی چی؟

گفت: رفیق بازی

از جوانی پرسیدند     عشق یعنی چی؟

گفت: پول

از پیری پرسیدند        عشق یعنی چی؟

گفت: عمر

از عاشقی پرسیدند   عشق یعنی چی؟

آهی کشید و جوابی نداد...

به نظر شما              عشق یعنی چی؟

.............

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 10:37  توسط نوید بی کسی   | 

من  خودم طرف  دار  استقالم و برد  استقال  رو  به  همه  تبریک  میگم  امیدوارم  امسال  قهرمان  استقلال  باشه

استقلال

پرسپولیس

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 19:34  توسط نوید بی کسی   | 

من  امروز  موفق  به  به  باز  کردن  یه  وبلاگ  شدم  امیدوارم  مطالب  خوبی   براتون  بزارم  تا  مورد  استفاده   شما   قرار  بگیره  و از  من  راضی  باشید  ببخشید  دیگه  من  برای   بار  اول  که  وبلاگ  درست  میکنم  اگه  کمی  ناموفق  بودم  به خاطره  اینکه  تازه  کارم 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 19:32  توسط نوید بی کسی   |